داستان

دن چیس چند دهه است که از سازمان سیا بیرون آمده و در خفا زندگی می‌کند تا اینکه قاتلی از راه می‌رسد و چیس را دوباره مجبور به‌انجام کارهایی می‌کند که دوست ندارد؛ این پیرمردِ کارکشته می‌فهمد که آینده و گذشتهٔ او بهم گره خورده است و چاره‌ای جز بازگشت، پیش پای خود نمی‌بیند.