داستان

اشکوری (مهدی هاشمی) با تخصص خنده‌درمانی به ایران بازگشته و در یکی از بیمارستان‌های روانی تهران مشغول به‌کار می‌شود. او بر این عقیده است که بیماران روانی را باید شاد نگه داشت و آنها باید به جامعه برگردند. او یک روز سعی می‌کند گروهی از بیمارانش را برای گردش، به بیرون بیمارستان ببرد و روز دیگر گروه نمایشی را به بیمارستان دعوت می‌کند. رفته‌رفته بیماران به دکتر اشکوری علاقمند می‌شوند و مداوای آنها هم پیشرفت می‌کند و مدیریت بیمارستان (محمد ابهری) که با این اقدامات موافق نیست، در انتها مجبور می شود که موافقت خود را اعلام کند. دکتر اشکوری دو تن از بیماران به نام سیروس (کیهان ملکی) و نرگس (فقیهه سلطانی) را تحت مداوا قرار می‌دهد و در پایان کار، سیروس از نرگس خواستگاری می‌کند.