داستان

لورل و هاردی فقیر و بیکار سرگرم ماهیگیری در بندر هستند که به طور تصادفی روزنامه‌ای می‌بینند که در آن آگهی ای برای قرائت وصیت نامه ابنزل لرول ثروتمند نوشته شده است. لورل و هاردی به امید دریافت سهمی از ارث راهی خانه ابنزل لورل می‌شوند بی خبر از اینکه وی به قتل رسیده و ماجرا با آن چیزی که تصور می‌کنند بسیار تفاوت دارد.