داستان

دهکده‌ای آرام در قلب کوهستان مورد حمله‌ی يک گراز شيطانی قرار مي‌گيرد. "آشيتاکا"، شاهزاده‌ی قبيله برای محافظت از دهکده با آن جانور درگير می‌شود. در جريان اين درگيری، گراز بازوی او را گاز می‌گيرد، جای زخم، سياه و طلسم می‌شود. بنابه آيين‌های دهکده، "آشيتاکا" از دهکده تبعيد و سرگردان ميشود و به دنبال راهی برای رهايی از طلسم می‌رود.