داستان

در یکی از روزها که ایوا در پارک نشسته بود یک‌دفعه یک میمون کوچولو را پیدا می‌کند. میمون از دست صاحب قبلی‌اش یعنی شورتی فرار کرده بود. ایوا اسم میمون را داگر می‌گذارد و تصمیم می‌گیرد او را با خود به خانه ببرد.