داستان

جوهی آدیکاری استاد ادبیات هندی در دانشگاه دارجلینگ ، شاگردش ریا راجگورو را به سرقت ادبی متهم می کند. در حالی که ریا اصرار می‌کند که بی‌گناه است ، این اتفاق باعث می‌شود که جوهی و ریا با هم دشمنی پیدا کنند . مسائل به زودی از کنترل خارج می شود و یک درگیری روانی نامطلوب بین آنها که منجر به یک افشاگری تکان دهنده می شود.